تبليغاتX
آیین درست رانندگی
آیین درست رانندگی

 

پيشگيري يا درمان

 

اصولاً يكي از دلايل مهمي كه بشر را به سمت پيشگيري سوق مي دهد، اين است كه مي خواهد بداند چگونه مي توان از به وجود آمدن عوامل خطر زاي طبيعي جلوگيري نمود؟ چه تمهيدات و چه برنامه ريزي هايي بايد انجام داد تا بتوان از حوادث و پیشامدهای ناگوار جلوگيري كرد؟ چه آموزش ها و چه مهارت هايي را بايد كسب كند تا بتواند بلاياي ناگهاني را پيش بيني و خنثي نمايد؟

اغلب بررسي ها در اين زمينه نشان مي دهد كه سرمنشأ اكثر حوادث و بلاهاي ناگهاني، ناداني و عدم آگاهي بشر در زمينه هاي مختلف بوده است.

يكي از اين بلاياي اجتماعي در عصر ما، تصادفات وسايل نقليه است و طبق آمار اعلام شده در بسياري از كشورها، مرگ هايي كه در اثر تصادفات وسايل نقليه پيش مي آيد از ميزان مرگ و مير بعضي بيماري هاي بدون علاج بيشتر است.

حال اين سؤال پيش مي آيد كه چرا با وجود راه هاي فراواني كه براي پيشگيري از حوادث رانندگي وجود دارد، هر روزه ما شاهد افزايش تصادفات و تلفات انساني در سطح ايران و جهان هستيم؟

متأسفانه آمارهاي رسمي ارائه شده، حكايت از آن دارد كه در هر ۲۶ دقيقه، يك نفر در ايران جان خود را به علت بروز حوادث ترافيكي از دست مي دهد و ميانگين سني اين تلفات ۷/۳۵ سال است.

چرا و چرا و چرا ؟!؟!؟! ...

آموزش رانندگي تنها اين نيست كه ما ياد بگيريم پشت چراغ قرمز بايستيم و يا در محل توقف ممنوع پارك نكنيم، روي خط ممتد دور نزنيم و يا روي خط عابر پياده توقف ننماييم، معناي چراغ زرد چشمك زن و يا چراغ قرمز چشمك زن را بياموزيم ووو، اين ها همه جزئي از اصول و قواعدي است كه يك راننده مي بايست بداند و بيآموزد.

به عقيده ي بنده عوامل متعدد ديگري وجود دارند كه نقش بسيار مهمي در پيشگيري و كاهش حوادث و تصادفات رانندگي ايفا مي كنند كه در ذيل به برخي از آن ها اشاره مي نمايم:

۱- اخلاق در رانندگي:  همان طور كه در مبحث "نقش مهم مشاوره و اخلاق در رانندگي" به طور كامل به آن اشاره گرديد، اين موضوع در بسياري از مواقع با تعهدي كه در راننده ايجاد مي نمايد، مي تواند نقش مهمي در پيشگيري از حوادث داشته باشد.

۲- آموزش هاي ريشه اي در تمام ابعاد: همان گونه كه در مبحث "نياز به تحول و دگرگوني" به آن اشاره شد، آموزش آيين درست رانندگي مي بايست از سنين كودكي آغاز گرديده تا در سنين بالاتر بتوانيم نتايج مثبت آن را ببينيم.

۳- بالا بردن سطح آگاهي هاي عموم: يكي از موارد مهمي كه به وسيله ي آن مي توان از بروز حوادث رانندگي جلوگيري نمود،  انعكاس نتايج بي دقتي و بي توجهي ديگران نسبت به آيين درست رانندگي است كه رسانه هاي جمعي عهده دار اين امر مهم مي باشند.

۴- تغيير شيوه هاي آموزش: همان طور كه در مباحث قبلي بيان گرديد، در بسياري از مواقع مشاهده نموده ايم كه افراد بعد از اخذ گواهينامه (به دليل آموزش هاي ناصحيح و سطحي)، آگاهي و مهارت هاي لازم را در زمينه هاي مختلف كسب ننموده اند، بنابراين بازنگري در شيوه هاي آموزشي مرسوم در مؤسسات، امري ضروري است.

۵- ايجاد مراكز تربيت مربي: از آن جا كه اين موضوع، يعني مربي حرفه اي و با تجربه، مي تواند نقش مهمي در تربيت هنرجويان ايفا نمايد، ضروري است مراكزي ايجاد گردد تا با آموزش هاي لازم، مربياني متخصص، حرفه اي و ورزيده به مؤسسات آموزشي معرفي نمايند.

۶- دانش استفاده از تجهيزات خودرو: اين امر نيز يكي از موارد مهم در پيشگيري است، چرا كه بسياري از افراد شيوه ي نگهداري و استفاده ي صحيح از تجهيزات خودرو را ندانسته و بعضاً به صورت سطحي آموخته اند، ليكن در مواقعي منجر به بروز حادثه مي گردند.

۷- مديريت در رانندگي: راننده بايد قبل از حركت، وضعيت جسمي و رواني خود و همچنين وضعيت خودرو، جاده و خيابان را بررسي و به عبارتي مديريت نمايد. چرا كه در بيشتر مواقع مشاهده گرديده است كه اكثر تصادفات رانندگي، در اثر عدم سلامت جسم و روان راننده،  خودرو و يا عدم اطلاع از وضعيت راه ها، صورت پذيرفته است.

متأسفانه بسياري از رانندگان، در مورد رانندگي برداشت هاي ناصحيح دارند و اصولاً اين نوع برداشت هاي غلط، از گذشته در ذهن آن ها شكل گرفته و نهادينه گرديده است. از نظر اينجانب مي توان با دادن آموزش صحيح، آگاهي و اطلاعات مكفي به هنرجويان، برداشت هاي منفي را از ذهن آنان محو و اطلاعات و آگاهي هاي لازم را به ايشان تفهيم نمود.

در اينجا لازم مي دانم به برخي از اين تصورات نادرست، اشاره نمايم:

برخي اين گونه مي گويند كه تا تصادف نكنيم راننده نمي شويم و باكي از تصادف نداريم چون اتومبيل بيمه است و تمام خسارت ها را پرداخت مي كند، بعضي ديگر نيز اعتقاد دارند كه براي يادگيري رانندگي نيازي به تعليم و آموزش نيست، بلكه به خودي خود مي توان با گذشت زمان آن را آموخت، بعضي ديگر نيز اين چنين فكر مي كنند كه آموزش فقط براي اخذ گواهينامه است، برخي ديگر همواره به ديگران توصيه مي كنند كه رانندگي را بايد خودمان ياد بگيريم، يك فرمان است و يك گاز و يك ترمز و ...

آيا به نظر شما با اين طرز تفكر مي توان از تصادفات رانندگي پيشگيري نمود؟ آيا وقت آن نرسيده كه با سياست ها و آموزش هاي مختلف، اين ذهنيات و افكار پوچ را از ذهن افراد محو نماييم؟ آيا از اين همه حوادث و مرگ و مير هاي ناشي از عدم توجه به آموزش و فنون و تكنيك هاي رانندگي نبايد درس بگيريم؟ آيا زمان آن نرسيده كه در کنار روش تعقيب و تنبيه، از روش هاي ديگري همچون آموزش هاي ريشه اي و اصولي استفاده نموده و تلاش بيشتري را در جهت تغيير اين گونه نگرش ها، مبذول نماييم؟

 

 

 

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 10:2 | لینک  | 

  

نقش مهم روانشناسي و حس ششم در رانندگي

 

- روانشناسي: به طور كلي روانشناسي همان مطالعه رفتار انسان ها و بررسي ذهن و آثار و احكام آن است. ذهن نيز همان عمل عقل است و اعمال ذهني نتيجه ي فعل و انفعالات مغز و ساير مراكز عصبي است.

يك روانشناس مي تواند فكر و ذهن افراد را در يك نگاه بخواند و او را تا حد زيادي شناسايي نمايد، همچنين او مي تواند با استفاده از روش هاي مختلف، اصول اوليه ي مربوط به رفتار انسان ها را كشف نمايد.

با اين مقدمه مي خواهيم بگوييم كه دانستن علم روانشناسي حتي در سطح مقدماتي آن، مي تواند يكي از ضروريات و ملزومات مشاغل و حرفه هاي مختلف باشد.

همان گونه كه همه ي ما مي دانيم، در تمام جوامع، انسان هايي با افكار و رفتارهاي مختلف وجود دارند. به مفهومي ديگر، شخصيت ها و ويژگي هاي اخلاقي هر فرد از يك جامعه به جامعه اي ديگر متفاوت است. مطمئناً اگر بخواهيم عوامل و سر منشأ اين گونه تفاوت ها را جويا شويم به عواملي همچون مشكلات روحي و رواني، اقتصادي، خانوادگي و امثال آن برخورد خواهيم نمود.

با نگاهي گذرا به نحوه ي رانندگي، راه رفتن و نوع زندگي مردم در جوامع مختلف، عجله اي ديوانه وار و بعضاً كشنده مشاهده مي كنيم كه دامن گير همه آن ها شده است و اين حاصلي جز بدبختي و سر در گمي براي آن ها نداشته و نخواهد داشت.  

دانستن اين علم، در هنر رانندگي نيز نقش بسيار مهمي ايفا مي كند. راننده اي كه علم روانشناسي را بداند، مي تواند با نگاهي دقيق به پيرامون خود، از وضعيت جسمي، روحي و رواني افرادي كه در خط ديد او در حال تردد هستند، اطلاع كسب نموده و حركت آن ها را به طور كامل زير نظر بگيرد.

روانشناسي در رانندگي را بايد بدانيم تا بتوانيم در مقابل راننده اي كه با عجله اي ديوانه وار،  (بعضاً با دادن علامت هاي مختلف از قبيل چراغ و بوق ممتد) از پشت سر قصد عبور از اتومبيل ما را دارد، برخورد شايسته اعمال كرده تا ضمن حفظ آرامش خود، بتوانيم او را نيز به آرامش دعوت و به اشتباه خود آگاه نماييم.

در اين رابطه لازم مي دانم يكي از خاطرات شخصي خود را عنوان نمايم:

يكي از روزهاي تابستان سال گذشته در حالي كه پشت تقاطعي ايستاده بودم، اتومبيلي با عجله به من رسيد و با زدن چراغ و بوق ممتد از من خواست تا حركت نمايم، اما راه بسته بود و من نتوانستم به او راه بدهم. ناگهان او به سمت چپ منحرف و با قرار گرفتن در كنار خودروي بنده، شروع به پرخاشگري و اهانت نمود و با سرعتي بالا عبور كرد. اينجانب فكر كردم چه كنم تا بتوانم او را به آرامش دعوت نمايم. در همان لحظه راه باز شد و من سعي كردم خود را در تقاطع بعدي به او برسانم و رساندم. شيشه را پايين داده و از ميوه اي كه براي خود خريده بودم به او تعارف نمودم، او نپذيرفت و من اسرار كردم كه براي آرامش شما لازم است و او با شرمندگي فراوان پذيرفت و از من عذر خواهي كرد و گفت: " تا به حال چنين برخوردي نديده بودم، شما درس بزرگي به من داديد، سعي مي كنم بعد از اين آرامش خود را در رانندگي حفظ نمايم."

بنابراين نتيجه مي گيريم كه علم روانشناسي شاخه ها و كاربردهاي گوناگوني دارد و يكي از كاربردهاي موثر آن را به عينه مي توان در هنر رانندگي مشاهده كرد. 

 

 - حس ششم: حس ششم چيزي است به نام عقل و فكر، تعقل و تفكر. وجود اين حس در رانندگي، نقش بسيار بالايي در پيش گيري از حوادث ايفا مي نمايد. به آن معنا كه راننده مي بايست در حين رانندگي، پيش بيني هايي را انجام دهد و بايد بتواند اتفاقاتي را كه احتمال وقوع آن ها وجود دارد، حدس بزند. او بايد ريزبين، تيزبين و فوق العاده نسبت به خطرات، حساس باشد و به عبارتي بوي خطر را هميشه حس نمايد. 

دو نوع خطر همواره راننده را تهديد مي كند: خطرات آشكار و خطرات نهان.

خطرات آشكار همان مواردي هستند كه به راحتي قابل مشاهده بوده و راننده با كمترين زحمت مي تواند از وقوع آن ها جلوگيري نمايد. به عنوان مثال، راننده عابري را كه در حال گذر از عرض خيابان است مي بيند و قبل از رسيدن به او اتومبيل را كنترل مي كند.

اما خطرات نهان كه همواره بيشترين آسيب را به رانندگان و عابرين زده استََ، محور اصلي بحث ما هستند. يعني ما مي توانيم با حس ششم، بسياري از حوادث و خطرات نهان را حدس زده و از وقوع آن ها جلوگيري نماييم.

به عنوان مثال همان عابري كه در حال گذر از عرض خيابان بود مي تواند يك خطر نهان باشد، يعني ممكن است در يك لحظه از عبور منصرف شده و قصد برگشت را بنمايد. در نتيجه راننده بايد با احتمال و حدس از اين موضوع، آمادگي لازم را براي پيش گيري و كنترل وسيله نقليه داشته باشد. ده ها مورد ديگر از اين خطرات نهان وجود دارد كه با حس ششم قابل پيش گيري هستند.

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 7:47 | لینک  | 

 

تاريخچه ي اولين تصادف رانندگي در ايران

 

آيا مي دانيد اولين تصادف رانندگي در ايران در چه تاريخ و چه محلي و توسط چه كسي به وقوع پيوست؟

نخستين تصادف رانندگي ايران در پاييز سال ۱۳۰۵ ميان اتومبيل مظفر الدين شاه و درشكه ي درويش خان نوازنده اتفاق افتاد و خيابان سپه كه جزو نخستين خيابان هاي سنگ فرش شده ي تهران بود به خون درويش خان آغشته و نواي دلكش مردي كه تار او دل هاي خسته و عاشق را تا ملكوت مي برد، براي هميشه خاموش شد.

شوفر فرنگي مظفر الدين شاه كه همراه اتومبيل به ايران فرستاده شده بود بر اثر بي احتياطي، درويش خان را به سكوت ابدي محكوم نمود.

پس از اين واقعه سرتيپ درگاهي آيين نامه اي به نام نظامنامه درشكه هاي عمومي تهيه كرد و نخستين نظامنامه عبور و مرور تدوين شد. در اين سال گواهينامه ها نيز درجه بندي شده و سه نوع گواهينامه صادر گرديد.

وزير الوزراء نيز بعد از آن دستور داد كه اداره پليس نظميه، شعبه اي به نام "وسائط ناقله" تاسيس شود و مقر آن در خيابان باب همايون باشد. ايجاد اين تشكيلات در تهران همه در مقابل خون بهاي مردي بود كه حتي سيم هاي تار سنتي او قادر نبود رازهاي گلوي دل آشفته اش را بنوازد.

مردي كه درد زمان پر اضطراب خود را مي فهميد، اين گونه در خيابان هاي خلوت شهر تهران كه اتومبيل ها سرعت بالايي نداشتند، در يك چهار راه كه حتي يك چراغ راهنمايي هم نداشت، مرگ را تجربه نمود.

بعد از اين واقعه ي نامنتظر بود كه تعداد پاسبان ها افزايش يافت و سرانجام پاسبان ها در چهار راه ها با بازوبند سفيد و چراغ راهنمايي بر دوش ديده شدند كه با دست رنگ چراغ ها را تغيير مي دادند. مرگ اين نوازنده ي بزرگ، تلنگري براي تغيير وضع قوانين رانندگي بود تا ديگر مردم شاهد اين حوادث دلخراش نباشند.

اكنون بعد از گذشت سال ها، نه تنها شاهد كاهش اين گونه حوادث نبوده ايم بلكه همواره شاهد افزايش تصاعدي آن نيز بوده ايم.

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 10:36 | لینک  | 

 

 

شناخت تجهيزات خودرو (وسايل بيروني و دروني)

 

 

در اين مرحله ميزان آشنايي و شناخت هنرجو از اتومبيل و وسايل جانبي آن (بيروني و دروني)، سنجيده شده و اطلاعات و آموزش هاي لازم در آن خصوص ارائه مي گردد.

 

الف- وسايل بيروني

۱- شناخت سمت ها: همان طور كه مي دانيم اتومبيل داراي چهار سمت است (جلو، عقب، چپ و راست)، كه هنرجو قبل از هر چيز با آن آشنا گرديده و سمت هاي قابل مشاهده و غير قابل مشاهده را به صورت دقيق شناسايي مي كند.

يكي از وسايل كمكي جهت رؤيت و كنترل نقاط غير قابل مشاهده، " آيينه " مي باشد. آيينه هاي نصب شده در طرفين خودرو، ديگر چشمان ما هستند كه اين امكان را براي ما فراهم مي كنند تا بتوانيم سمت هاي راست، چپ و عقب خودرو را به راحتي مشاهده نماييم.

پس نصب آن در سه نقطه از خودرو ضروري است.

۲- آشنايي با ابعاد اتومبيل: يكي ديگر از موارد بسيار مهم در اين مرحله، شناخت و به دست آوردن ابعاد خودرو است. عدم كنترل و هدايت صحيح خودرو، همواره از ضعف ها و دغدغه هاي هنرجويان بوده كه مي توان آن را يكي از دلايل ناشي از عدم شناخت اين موضوع دانست.

بنابراين شناسايي ابعاد خودرو به هنرجو كمك مي كند تا ضمن سهولت در كنترل وسيله نقليه، بتواند به راحتي از مسيرهاي مختلف، اعم از محورهاي تنگ و باريك، عبور از بين دو خودرو، ورود به پاركينگ و غيره گذر نموده و در نهايت به جايي برسد كه بتواند خودرو را به مانند اندام خود، مديريت نمايد.

البته طبيعي است كه نهادينه شدن آن در ذهن، مستلزم به كار گيري شگردها و توصيه هاي مربي و همچنين زمان و تمرينات مكرر است.

 

ب- وسايل دروني

آشنايي با وسايل دروني اتومبيل نيز با توجه به كاربرد فراوان آن ها از اهميت خاص خود برخوردار بوده و مي طلبد قبل از هر چيز هنرجو از عملكرد و طرز كار آن ها اطلاعات لازم و دقيق را كسب نمايد. 

۱- فرمان: يكي از وسايل بسيار حياتي كه هنرجو مي بايست اشراف كامل بر آن داشته باشد، فرمان است. اگر چه شناخت دقيق ابعاد اتومبيل، نقش بسيار مهمي در كنترل و هدايت خودرو دارد، اما در نهايت فرمان است كه هدايت اصلي ماشين را در مسيرهاي مختلف اعم از مستقيم، گردش به راست و چپ، سبقت و دور برگردان بر عهده دارد. البته فرمان به خودي خود نمي تواند اتومبيل را هدايت كند ليكن اين راننده است كه با هوشياري، دقت و مهارت كافي، (توسط اين وسيله) خودرو را هدايت مي كند.

 كسب اين مهارت، نيازمند يادگيري يك سري اصول و تكنيك هاست كه در جاي خود مربي به آن ها مي پردازد.

۲- ترمز: يكي ديگر از وسايل بسيار مهم در كنترل خودرو، ترمز است. اگر از افراد مختلف جامعه، نقش و كاربرد ترمز را در خودرو سؤال نماييم قطعاٌ همه ي آن ها اين پاسخ را خواهند داد كه ترمز وسيله ي است براي پايين آوردن سرعت و نهايتاٌ توقف خودرو، كه در مواقع مورد نياز از آن استفاده مي شود.

قطعاٌ بنده و ساير مربي ها نيز همين نظر را داريم، اما اين كه كجا، چگونه و در چه محيط و چه شرايطي بايد از آن استفاده شده تا منجر به تصادف و حادثه نگردد، خود مبحث مفصلي دارد كه مربي قبل و حين آموزش عملي، به آن ها پرداخته و نكات لازم را در اين خصوص به هنرجو گوشزد مي نمايد.

دو نوع ترمز در خودرو طراحي گرديده است: يكي پدال ترمز كه در زير پا نصب شده و ديگري ترمز دستي است كه بسته به نوع خودرو در سمت راست يا چپ صندلي قرار گرفته است.

۳- پدال كلاچ: اين وسيله نيز به سهم خود، كاربردهاي بسيار زيادي دارد. دنده ها كه وظيفه ي انتقال نيرو و به حركت در آوردن خودرو را به عهده دارند، توسط اين وسيله (كلاچ) تعويض مي گردند. در واقع مي توان گفت كلاچ يك ارتباط  دائمي و مستمر با دنده ها دارد. 

نقش مهم آن را از همان ابتداي حركت مي توان مشاهده نمود، به عنوان مثال اگر هنگام شروع حركت، كلاچ را بدون هماهنگي و مهارت لازم رها كنيم، خودرو به جلو پرتاب شده و ممكن است با وسيله ي ديگري برخورد نمايد.

در مواقعي ديگر هم مي توان از كلاچ به عنوان يك ترمز استفاده نمود مثلاً در يك خياباني كه شيب زيادي دارد، هنگام حركت مي توانيم با بهره گيري از نيم كلاچ (بدون استفاده از ترمز)، خودرو را كنترل نماييم.

هنگامي كه براي توقف اتومبيل ترمز نموده و قصد ايست كامل داريم نيز استفاده از اين وسيله از خاموش شدن خودرو جلوگيري مي نمايد.

پس كار كردن با اين وسيله به مانند ساير وسايل دروني، نيازمند مهارت و تسلط كافي است كه حين آموزش تئوري و عملي كسب مي گردند.

۴- پدال گاز: به طور كلي از اين وسيله براي حركت و افزايش سرعت استفاده مي شود. گاز و كلاچ نيز با هم يك ارتباط مستمر دارند، اگر چه ممكن است مهارت كافي در استفاده از كلاچ كسب شده باشد، اما اگر هماهنگي لازم بين گاز و كلاچ وجود نداشته باشد، با مشكلاتي مواجه خواهيم بود. به عنوان مثال هنگام شروع حركت، بسته به نوع خيابان (سرازيري يا سربالايي)، ميزان گاز متفاوت است. در حين حركت نيز مقدار گاز متناسب با دنده اي كه با آن در حال حركت هستيم، تعيين مي گردد. 

۵- دنده: براي شروع حركت، علاوه بر كلاچ و گاز، به وسيله ي ديگري نيز نياز داريم كه آن وسيله دنده ها هستند. همان طور كه گفته شد دنده ها وظيفه ي انتقال نيرو و به حركت در آوردن خودرو را به عهده دارند. براي شروع حركت از يك دنده و براي افزايش سرعت به ترتيب از دنده هاي ديگر استفاده مي كنيم.

۶- دسته راهنما: همان طور كه از اسم آن پيداست از اين وسيله براي راهنمايي و اطلاع دادن به خودروهاي پشت سر استفاده مي گردد. حال در چه مواقعي و در چه فواصلي از آن استفاده مي شود نياز به آموزش هاي لازم داشته كه مربي در جاي خود به آن ها مي پردازد. 

 

به طور كلي تمام وسايل موجود در اتومبيل چه دروني و چه بيروني به صورت زنجير وار با هم در يك ارتباط مستمر بوده و اگر نقصي در يكي از آن ها پديدار شود، در كار ساير وسايل نيز اختلال ايجاد مي كند. همچنين چنانچه مهارت لازم در استفاده از يكي از آن وسايل كسب نشده باشد، ما را در هنگام شروع و يا حين حركت دچار مشكل نموده و ممكن است با حادثه اي جبران ناپذير مواجه نمايد.

 

شناخت كافي از وسايل فوق سبب مي شود كه ما ضمن راندن اتومبيل به بهترين شكل ممكن، در نگهداري آن نيز دقت بيشتري مبذول نماييم، چرا كه يكي از ويژگي هاي راننده خوب، (علاوه بر خوب راندن) اين است كه بتواند به سلامت و نگهداري خودرو نيز توجه داشته باشد. در بسياري مواقع مشاهده نموده ام رانندگاني را كه تنها نام اين وسايل را مي دانند و از كارآيي و زمان استفاده از آن ها اطلاعات چنداني ندارند.

 

در نتيجه با دو مقوله مواجه هستيم:

۱- شناخت وسايل بيروني و دروني.

۲- شيوه و زمان استفاده از آن وسايل. 

 

پس در اين جا با بخش مهمي از وسايل بيروني و دروني اتومبيل آشنا گرديديم. اما اين كه شيوه ي كار و زمان استفاده از آن ها چه زماني است، مقوله ي مهم ديگري بوده كه مي بايست حين آموزش عملي، تك تك مورد بررسي قرار گرفته و دليل وجودي آن ها به صورت كامل تشريح گردد.

 

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 7:28 | لینک  | 

 

نقش مهم مشاوره و ا خلاق در رانندگي

 

- مشاوره: معمولاٌ كساني كه براي آموزش رانندگي مراجعه مي نمايند، (تا آن لحظه) هيچ گونه اطلاعي در خصوص فنون، تكنيك ها و يك سري اصول نداشته و اغلب آن ها افكار نادرستي در ذهن شان شكل گرفته است. به همين دليل ضروري است براي روشن كردن ذهنیات و همچنين پاك نمودن افکار نادرست از ذهن او، مشاوره اي با وي صورت پذيرد.

 در اين مرحله گفتگويي بين مربي و هنرجو انجام مي گيرد. مربي با توجه به تجربيات خود سعي مي كند از روحيات و ذهنيات هنرجو آگاهي و اطلاعات لازم را كسب كرده و از طرفي شيوه هاي آموزشي خود را براي او تشريح نمايد. هنرجو نيز افكار، ذهنيات، ديده ها و شنيده هاي درست و نادرست خود را براي مربي عنوان مي كند.

اگرچه در بدو كار، اكثر هنرجويان، مصمم و با يك علاقه و اشتياقي خاص وارد اين عرصه مي شوند، اما اغلب اعتماد به نفس كافي نداشته و يك استرس و نگراني خاصي وجودشان را احاطه كرده است. آن ها هرگز باور ندارند كه روزي بتوانند يك راننده حرفه اي باشند و دلايلي را نيز براي اين موضوع مطرح مي كنند، به عنوان مثال مي گويند:

"چون رانندگان با تجربه تصادف مي كنند پس من هم صد در صد تصادف مي كنم" ، "بارها صحنه برخورد خودروها را با عابرين پياده ديده ام، به همين دليل هنگام نزديك شدن عابر به خودرو ترس و نگراني وجودم را مي گيرد" ، "يكي از آشنايان در حالي كه با خانواده از مسافرت بر مي گشتند به دره سقوط نموده و همگي كشته شدند و همين خاطره تلخ، همواره باعث به وجود آمدن نوعي استرس و نگراني در وجودم شده است" ، "حوادث روزنامه ها، به طور مستمر اخباري را از  تصادفات شهري و جاده اي كه منجر به فوت سرنشينان آن گرديده، منتشر مي كنند و همين امر سبب گرديده هنگام نشستن پشت فرمان بيم و اضطراب داشته باشم" و و و

اين نوع حوادث و امثال آن، همه و همه از جمله مواردي هستند كه همواره ذهن هنرجويان را به خود مشغول مي كند.

البته از ديدگاه آنان موارد ديگري نيز وجود دارند كه نقش بسيار زيادي در پديدار شدن اين موضوع (عدم اعتماد به نفس) در آن ها دارد. به عنوان مثال اكثر هنرجويان از تضعيف روحيه توسط اطرافيان خود گله مند هستند. آن ها مي گويند دائم به ما گفته مي شود كه تو راننده نمي شوي، تصادف مي كني، مواظب باش خيلي خطرناك است، تا آدم نكشي دست بر نمي داري، حق دست زدن به ماشين نداري،  و و و

اما اينجانب ضمن تأييد موارد فوق، دلايل ديگري را نيز در خصوص اين نوع حوادث و اين نوع استرس و نگراني ها، دخيل مي دانم: 

"عدم تربيت و آموزش صحيح"، "آشنا نبودن با قوانين و مقررات"، "عدم اطلاع از يك سري اصول، فنون و تكنيك ها" و به طور كلي "عدم مهارت كافي و بي موالاتي برخي رانندگان". 

به همين دليل به شما اطمينان مي دهم چنانچه توصيه هاي مربي(متخصص و با تجربه) را مورد به مورد آموخته و حين رانندگي به كار گيريد، نه تنها استرس و نگراني در وجود شما پديدار نمي شود، بلكه همواره با خيالي آسوده رانندگي نموده و هيچ وقت تصادف، معنا و مفهوم پيدا نمي كند.

بنابراين يك مربي حرفه اي با توجه به تخصص و تجربيات خود، (ضمن برگزاري جلسه مشاوره)، تلاش مي كند با از بين بردن هرگونه استرس و نگراني و افكار منفي و نادرست از وجود هنرجو، وي را به آموزش و يادگيري ترغيب نموده و از او يك راننده ي حرفه اي بسازد.

- اخلاق: به طور كلي، اخلاق معاشرتي است با هدف برقرار ساختن رفتار نيكو، محبت متقابل و زدودن خصومت و عداوت بين انسان و ديگران.

مقوله ي اخلاق و مسائل مربوط به آن، در تمام اديان الهي به ويژه دين مبين اسلام مورد تأكيد بوده است. تا جايي كه حضرت امام حسن مجتبي(ع) مي فرمايند: همانا زيباترين زيبايي ها داشتن اخلاق نيكوست.

در رانندگي نيز، اخلاق به دليل ارتباط تنگاتنگ انسان ها با هم، نقش بسيار مهمي ايفا مي كند. رانندگي و اخلاق هر دو مكمل يكديگر هستند. به آن معنا كه رانندگي بدون اخلاق و اخلاق بدون رانندگي به تنهايي نمي تواند جامعه را به سمت نظم اجتماعي هدايت نمايد.

اين موضوع در بسياري از امور مصداق دارد، به عنوان مثال پزشكي را تصور كنيد كه از تخصص بالايي برخوردار است، حال اگر اخلاق و تعهد در كار خود نداشته باشد، نه تنها نزد بيماران از محبوبيت برخوردار نمي باشد بلكه ممكن است در مواقعي جان بيماران را نيز به خطر بياندازد. در ورزش نيز اين چنين است، براي مثال همه ي ما بازيكنان مطرحي را در تاريخ فوتبال ايران سراغ داريم كه به دليل نداشتن اخلاق، نه تنها محبوبيت خود را از دست داده بلكه خود نيز به هيچ موفقيتي نايل نيامده اند.

كسي كه نسبت به رعايت قوانين و مقررات و حقوق ديگران بي تفاوت بوده و تعهدي از خود نشان ندهد، مسلماً در زندگي شخصي خويش نيز نمي تواند به يك سري از اصول و خصوصيات انساني و اخلاقي پايبند باشد.

داشتن رفتارهايي نيكو همچون خويشتن داري، انصاف، بخشش و گذشت، صبوري و متانت و ... در رانندگي، خود مي تواند تأثير به سزايي در برقراري نظم اجتماعي و ايجاد محبوبيت و ارتباطي صميمي و دوستانه بين انسان ها باشد. داشتن اين گونه صفات پسنديده در رانندگي، نه تنها باعث به وجود آمدن نوعي آرامش در خود انسان مي شود، بلكه گاهاً باعث شرمندگي طرف مقابل، ترويج و انتقال چنين صفاتي به او نيز مي گردد.

شايد همه ي ما، انسان هايي را سراغ داشته باشيم كه بين خانواده و دوستان خود، به دليل داشتن اخلاق هاي نيكو از محبوبيت فراواني برخوردار هستند، اما ممكن است همان افراد در حين رانندگي، اخلاقي بسيار متفاوت داشته باشند. انساني عجول و كم تحمل، عصبي و پرخاشگر، بدون گذشت و ... كه به هيچ وجه انتظار و احتمال چنين برخوردي از او داده نمي شود.

- خويشتن داري: به آن معنا كه در مواقع بروز مشكلات در حين رانندگي، بر اعصاب خود مسلط بوده، خونسردي خود را حفظ نموده، به ديگران توهين نكرده و آن روح والاي انسانيت را در خود پديدار و به ديگران نشان دهيم.

- انصاف: يعني زماني كه خود در حين رانندگي دچار تخلف مي شويم و يا با حركات خود، حقي را از ديگري تضييع مي نماييم، آن قدر انصاف و شهامت داشته باشيم كه بتوانيم ضمن اعتراف به اشتباه خود، از طرف مقابل عذر خواهي نماييم.

- بخشش و گذشت: ديگران نيز ممكن است به شكل فوق، در حين رانندگي مرتكب اشتباهي شوند و ما در مقابل او حقمان تضييع گردد. در اين مواقع، اخلاق حكم مي كند كه او را مورد عفو و بخشش قرار داده و از حق خود به خاطر حفظ نظم اجتماعي، گذشت نماييم.

- صبوري و متانت:  وجود اين صفت پسنديده در راننده، نه تنها او را از خطرات و حوادث به دور مي دارد بلكه سبب مي شود تا همواره از لحاظ روحي و رواني در يك آرامش خاص به سر برده و به واسطه ي آن، هيچ وقت به خاطر تخلف ديگران عصباني نگردد.

مهري بي منتها در وجود همه ي انسان ها هست، از اين روست كه بزرگان گفته اند به قلمرو دل خود وارد شويد و شهد شيرين مهرباني را از چشمه ي زلال قلب خود بنوشيد. مهرباني را در هيچ جاي ديگر و نزد هيچ كس ديگر نجوييد.

جايگاه مهر و محبت در دل شماست و شما خود صاحب اين گوهر پاك هستيد. مهرباني يكي از مهمترين ويژگي هاي شخصي است كه هر فرد مي تواند به داشتن آن افتخار كند.

چه خوب است كه اساتيد علم روانشناسي و بزرگان درس اخلاق، در اين عرصه وارد گرديده و با ترويج صفات پسنديده ي اخلاقي در رانندگي، گامي بلند در جهت ايجاد فرهنگ مهر و محبت، گذشت و بردباري  كه نهايتاً برقراري نظم و انظباط اجتماعي را در پي دارد، بردارند. چرا كه متأسفانه تاكنون به مبحث مهمي همچون اخلاق در رانندگي، توجه چنداني نگرديده است.

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 12:17 | لینک  | 

 

 عوامل تأثيرگذار در آموزش رانندگي

 

زن يا مرد بودن، با سوادي يا كم سوادي، ميزان معلومات عمومي، سن و ... هر يك به نوبه خود از عوامل تأثير گذار و تعيين كننده در تنظيم مراحل و مدت زمان آموزش مي باشند.

همچنين انتخاب زمان و مكان مناسب براي آموزش، برنامه ريزي دقيق و شناخت كافي از استعدادها و روحيات هنرجو، از ديگر عواملي هستند كه در آموزش تأثير به سزايي دارند.

مربي مي تواند (در بدو كار) با طرح نمودن چند سؤال تخصصي و روانشناسي، از ميزان استعداد، معلومات، درك و گيرايي هنرجو اطلاعات لازم را كسب نموده و بر اساس آن با شگردي خاص، آموزش مرحله اي را (ويژه ي آن هنرجو) آغاز نمايد.

اگر چه اتخاذ موارد فوق در آموزش رانندگي، از اهميت بسيار بالايي برخوردار است، اما یکی دیگر از مواردی که در اين راستا تأثير گذار بوده افکار است كه در ذيل به آن اشاره مي گردد:

- افكار: گاهاٌ، دو نوع افكار وجود دارند كه ذهنيات راننده را به خود مشغول نموده و باعث به وجود آمدن حادثه مي گردند، يكي افكار دروني و ديگري افكار بيروني.

معمولاٌ سر منشأ افكار دروني، مشكلات خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي هستند. هر يك از اين مشكلات مي تواند ذهن و افكار راننده را تحت الشعاع قرار داده و تمركز او را در حين رانندگي به هم زده و سبب گردد تا در مواقع خطر راننده نتواند به موقع تصميم گيري لازم را اتخاذ نمايد.

اما افكار بيروني نمي تواند نشأت گرفته از مشكلات خانوادگي و ... باشد. منشأ افكار بيروني را مي توان عواملي همچون بي توجهي،  بي دقتي و بي انظباطي دانست. به عنوان مثال راننده اي كه در حين رانندگي حواس خود را به پيرامون خود منعطف نموده و يا با تلفن همراه صحبت مي كند، به نوعي افكار خود را از كار اصلي كه رانندگي است خارج كرده و متوجه مسائل حاشيه اي نموده است كه همين امر باعث به وجود آمدن حوادث و خساراتي جبران ناپذير مي گردد. 

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 8:6 | لینک  | 

 

 آموزش رانندگي از دو حال خارج نيست:

 

۱- آموزش صحيح: در اين نوع آموزش، تك تك اصول و تكنيك ها مورد تاكيد قرار گرفته و مربي به صورت تئوري و عملي و شفاف آن ها را تشريح نموده تا هنرجو نسبت به همه ي موارد اطلاعات و آگاهي لازم را كسب نمايد.

- ايجاد اعتماد به نفس،

- دميدن روح رانندگي در كالبد هنرجو،

- استفاده از شگردهاي مختلف جهت از بين بردن هرگونه استرس و نگراني،

- به فراموشي سپردن عادات، راهنمايي ها و توصيه هاي غلط ديگران،

و همچنين نهادينه نمودن اصول و تكنيك هاي صحيح در ذهن هنرجو، از ديگر مواردي هستند كه در اين نوع آموزش مد نظر قرار دارند.

هنرجو از اشكالات و ايرادات خود آگاهي كسب نموده و مربي در جهت رفع آن ها تلاش مي نمايد.

هدف اصلي در اين شيوه، ياددهي و انتقال تجربيات به هنرجو است كه نتيجه آن (كه همان رانندگي بدون تصادف و بدون هرگونه استرس و نگراني است)، در پايان دوره ظهور مي نمايد.

 

۲- آموزش ناصحيح:در اين نوع آموزش، موارد به صورت صوري و سطحي بيان گرديده و تنها به بخشي از اصول و تكنيك ها اشاره مي شود. هنرجو نسبت به همه ي موارد، اطلاعات و آگاهي لازم را كسب ننموده و آينده و سرنوشت او گنگ و مبهم است.

اشكالات و ايرادات هنرجو ناديده گرفته شده و تذكرات لازم در اين خصوص ارائه نمي گردد.

در نتيجه:

       - اعتماد به نفس هرگز در وجود او پديدار نگشته،

       - همواره هنگام رانندگي يك  بيم و هراس خاصي در او نمايان مي گردد،

       و هرگز جرات رانندگي در ترافيك، جاده ها و بزرگراه ها را در خود نمي بيند.

هدف اصلي در اين شيوه صرفاٌ اخذ وجه در مقابل ارائه گواهينامه بوده و اين موضوع كه هنرجو به چه ميزان با اصول و فنون آشنايي پيدا كرده و چه قدر تجربه كسب نموده است، چندان اهميتي ندارد.

 

 

 

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 8:2 | لینک  | 

 

 

  نياز به تحول و  دگرگوني در فرهنگ و آموزش

 

 

۱-فرهنگ: به طور كلي فرهنگ به مجموعه آداب، رسوم و سنت هاي رايج در يك جامعه اطلاق مي گردد.

بسياري از رفتارها و كردارهاي ما انسان ها، نشأت گرفته از فرهنگ جامعه اي است كه در آن زندگي مي كنيم، حال ممكن است دسته اي از آن رفتارها درست و دسته اي ديگر به نادرست رايج گرديده باشد.

فرهنگ رانندگي نيز از اين قاعده مستثني نبوده و ما امروزه شاهد بسياري از آن آداب و رسوم صحيح و ناصحيح در كشور هستيم.

ليكن، از آن جا كه افزايش جمعيت شهرها و همچنين افزايش توليد خودرو در سطح كشور، مشكلات و معضلاتي را همچون ترافيك سنگين، آلودگي هوا، حوادث ناگوار و غيره فراهم نموده است، مي طلبد تا تغييراتي كلي در فرهنگ رانندگي ايجاد نماييم.

به همين دليل بنده معتقدم اين فرهنگ بايد دستخوش يك دگرگوني و انقلاب گردد و البته اخيراٌ در اين راستا از سوي مسؤولين امر، گام هايي برداشته شده كه اميد داريم با سرعتي بيشتر و وسعتي بالاتر ادامه يابد.

در اين جا لازم مي دانم به برخي از عادات و سنت هاي ناصحيح رايج در جامعه، اشاره نمايم: 

-عبور از خيابان يك طرفه.

-عبور موتور سيكلت و دوچرخه از پياده رو.

-عدم استفاده عابرين از محل خط كشي يا پل عابر پياده.

-عادت به حركت كردن از سمت چپ.

-استفاده از خيابان اصلي براي ورزش.

-پارك به صورت دوبل در خيابان اصلي.

-عدم توجه به چراغ قرمز يا زرد چشمك زن.

-پياده يا سوار كردن مسافر در وسط خيابان و تقاطع.

-بوق زدن مكرر و بي مورد.

-استفاده از بوق براي سلام و خداحافظي.

و و و ...

اين انقلاب به وجود نمي آيد مگر با خواست و اراده تك تك افراد جامعه، برنامه ريزي صحيح و بستر سازي مناسب توسط مسؤولين و آغاز آموزش هاي ريشه اي از طريق مدارس و رسانه هاي ملي به خصوص صدا و سيما.

كه اكنون در اين زمينه شاهد اقدامات و مساعدت هايي از سوي مسؤولين محترم هستيم.

  

۲- آموزش: به طور كلي آموزش به آن دسته از فعاليت هايي اطلاق مي گردد كه باعث توسعه و ارتقاي سطح دانش، مهارت و عملكرد خود يا جامعه شود.

در مبحث فرهنگ، به بخشي از آداب و عادات ما انسان ها اشاره شد كه متأثر از فرهنگ جامعه اي بودند كه در آن زندگي مي كنيم، اما در اين جا لازم مي دانم به بخش ديگري از آن رفتارها و عادات اشاره نمايم كه نشأت گرفته از آموزش مي باشند.

آموزش، مادر تمام خوبي ها و بدي هاست. نتايج حاصل شده از آموزش، به طور مستقيم به خود فرد و سپس به جامعه اي كه در آن زندگي مي كند، منتقل خواهد شد.

 

متأسفانه امر آموزش و رانندگي(در طي ادوار مختلف)، مظلوم واقع گرديده و همواره در حاشيه و انزوا بوده و كمتر مورد اهميت واقع شده است. مظلوميت رانندگي تا جايي پيش رفته كه شما اگر بخواهيد به صورت علمي و دقيق آن را بيآموزيد ممكن است مورد تمسخر برخي افراد قرار گيريد.

در برخي مؤسسات آموزشي نيز به جاي توجه بيشتر به آموزش علمي و اصولي، تمام اهدافشان متمركز به فراهم آوردن شرايط، جهت ارائه گواهينامه مي باشد. مثلاً در راستاي ياددهي يك سري اصول، فنون و تكنيك ها، به جاي روشن كردن ذهن هنرجو از خطرات احتمالي كه ممكن است از آن ناحيه متوجه او گردد، به او گفته مي شود اگر غير از اين عمل كني، افسر تو را رد مي كند و بدينوسيله استرس و نگراني بيشتري را نيز به وي تحميل مي نمايند.

اين موضوع تا جايي پيش رفته است كه بنده به جرأت مي توانم بگويم اكثر افرادي كه گواهينامه اخذ نموده و براي آموزش مجدد نزد اينجانب مي آيند، با افرادي كه گواهينامه نداشته و براي اولين بار مراجعه كرده اند، نه تنها تفاوت چنداني نداشته بلكه وجوه مشترك زيادي نيز بين هر دو دسته يافت مي شود كه در ذيل به برخي از آن ها اشاره مي گردد:

- در هر دو دسته استرس و نگراني مشاهده مي شود.

- خودباوري و اعتماد به نفس ندارند.

- هر دو از علم رانندگي ابراز بي اطلاعي مي كنند.

- اغلب با مبحث مهم " اخلاق در رانندگي " آشنايي كافي ندارند.

- اكثراً فنون و تكنيك هاي رانندگي را نمي دانند.

- هر دو ابراز دارند كه تاكنون در اين زمينه هيچ مشاوره اي با آنان صورت نگرفته است.

تنها تفاوت آن دو دسته اين است كه يكي گواهينامه دارد و ديگري ندارد.

 

همه ما اذعان داريم كه رانندگي از تكنيك ها، اصول و فنون بسيار زيادي تشكيل شده است، اما آیا تكيه بر تكنيك هايي همچون پارك دوبل، سنگچين، دور دو فرمان، دنده عقب، پارك ۳۰ سانت و نيم كلاج، به تنهايي مي تواند محور اصلي آموزش قرار گيرد؟

شاید بتوان گفت اكثر هنرجويان(قبل از شروع به كار آموزش)، اين ذهنیت را دارند كه تنها با يادگيري اين موارد، رانندگي را به طور كامل آموخته و مي توانند با خريد يك خودرو به رانندگي بپردازند، حال آيا همين اصول هم به درستي به آن ها آموخته مي شود يا خير، جاي بحث و تأمل دارد!؟

من مي خواهم بگويم كه اين موارد تنها بخش كوچكي از اصول و تكنيك هاي رانندگي است كه يك هنرجو به صورت تئوري و عملي، آن ها را مي آموزد. رانندگی به مانند آن درخت تنومندی است که دارای شاخ و برگ های بسیار زیاد بوده و هر کدام از آن شاخه ها و برگ ها نقش مهمی را در زیبایی آن ایفا می نمایند.

بنابراین تا ارزش های آموزش را درک نکنیم، آموزش رانندگی را به مانند دروس تحصیلی  نپنداریم، موسسات آموزشی وظایف و جايگاه اصلی خود را پیدا نکنند، سرمایه گذاری ننماییم، به علت و درمان ریشه ای حوادث و تصادفات نپردازیم، اساتیدعلم اخلاق، روانشناسان و جامعه شناسان وارد این عرصه نگردند و از همه مهمتر تا هدف اصلی افکار عمومی از دریافت گواهینامه به یادگیری صحیح و جامع تغییر نیابد، نمی توان انتظار کاهش حوادث و به وجود آمدن نظم و انظباط اجتماعی را در جامعه متصور بود.

به همین دلیل بنده معتقدم آموزش در رانندگی نیازمند یک انقلاب و دگرگونی است.

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 10:11 | لینک  | 

 

 

شرايط، وظايف و تعهدات هنرجو

 

استاد در دانشگاه، درس را به بهترين نحو ممكن براي دانشجو توضيح و تشريح مي نمايد، اما اين امر، شرط  كافي براي محقق شدن اهداف مورد نظر نيست، چرا كه دانشجو نيز در مقابل وظيفه دارد براي موفقيت و رسيدن به هدف، تعهدات و تكاليف محوله را (كه شامل مطالعه خارج از كلاس، تحقيق و ... است) به نحو احسن انجام نمايد.

نقش مربي و هنرجو در رانندگي نيز به همين صورت است. مربي اصول و فنون رانندگي را به صورت تئوري و عملي به هنرجو مي آموزد و هنرجو مي بايست براي موفقيت، تمامي دقت و تلاش خود را براي انجام تكاليف و وظايف محوله به كار بندد.

حال بايد ببينيم كه شرايط، وظايف و تعهدات هنرجو نسبت به خود و مربي چيست؟ 

۱-سلامت جسماني و رواني.

۲- باور و اطمينان قلبي به مربي.

۳-دقت و توجه لازم به توصيه هاي مربي.

۴-تسليم (بداند كه نمي داند).

۵-ابراز علاقه و عدم استرس و نگراني هاي نا به جا از آينده.

۶-از بين بردن افكار و عادات نادرست (القا شده از افراد ناآگاه و بي تجربه).

و در نهايت اين كه بداند كاري بسيار مهم و حياتي را آغاز نموده است.

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 10:9 | لینک  | 

 

 

ویژگی های یک مربی ایده آل

 

همه ی ما در طول زندگی خود، با معلمین، مربیان و اساتید متعددی سر و کار داشته و دوره های مختلف آموزشی را با آن ها سپری نموده ایم.

برخی از آن ها تحصیلات عالیه و برخی دیگر سطح تحصیلات پایین تری داشتند، بعضی با تجربه و بعضی دیگر کم تجربه بودند، تعدادی از آن ها خوش اخلاق و تعدادی دیگر بد اخلاق بودند، برخی دارای فن بیان بسیار خوب و برخی دیگر از فن بیان خوبی برخوردار نبودند.

همچنین هر کدام از آن ها شیوه های خاصی را در تدریس اعمال می کردند، برخی از آن ها سخت گیر و جدی بودند و در مقابل، برخی دیگر سخت گیر و جدی نبوده و با ملایمت برخورد می کردند. 

حال اگر به گذشته باز گردیم و منصفانه قضاوت نماییم، حتماٌ اعتراف خواهیم کرد که آن دسته از معلمان و مربیانی که از سطح سواد، تجربه، فن بیان و ... بالاتری برخوردار بوده و به خصوص در کار خود جدیت و سخت گیری بیشتری را اعمال می کردند، سهم بیشتری را در پیشرفت و موفقیت ما داشته اند.

 

حال با توجه به موارد فوق الذکر،  ویژگی های یک مربی ایده آل در رانندگی را می توان این چنین بر شمرد:

۱- آشنایی و تسلط کامل به قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی.

۲-  گذراندن دوره های مختلف مربی گری.

۳- داشتن تجربه کافی.

۴- سخت گیری و جدیت در کار.

۵- داشتن فن بیان و توانایی های لازم در جهت تفهیم مطالب به هنرجو .

۶-  حسن اخلاق، صبوری، بردباری و متانت.

۷- قدرت درك وضعيت هنرجو.

نوشته شده توسط نوری زاده در ساعت 10:8 | لینک  |